ابدیت عشقهای ما...

کاش دنیا همه چشمان تو بود امید تنها امید.

تا ابد عاشق میمانم....

سهلام خوفین جیجرا ؟ من باژنم اوهمدم با یه آف نو ببخشی دیده اگه بد شده شلمندهههههههههههه کوشولوهای ناناژی. قفون همتون میشم این هواااااااااا خهلی دوچتون دالم

 

چقدر سخته*

کسی رو که دوستش داری نتونی بهش بگی که دوستش داری و چقدر بده که کسی تو رو دوست داشته باشه ولی نتونه بهت بگه.

چقدر سخته*

تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنیو بخندی.

چقدر سخته*

دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده.

چقدر سخته*

تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما، وقتی دیدیش هیچی بجز سلام نتونی بگی.

چقدر سخته*

وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه، اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوستش داری.

چقدر سخته*

گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار خودتو بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی: گلم باغچه ی نو مبارک.

 

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 21:55  توسط شادی  | 

مخصوص هووهای عاشق هومنم...

درود بر اهالی عمارت النساءخاندان جعفری

چطورید یانه؟!به هر حال اومدم یه چیزی بگم بعدشم نمی رم من حالا حالا ها تو این عمارت موندگارم

اومدم بگم که ممنون که اومدین وبلاگم

نه نیومدم اینو بگم اومدم بگم انگار...انگار من...انگارمن آخرین زن هومنم پس تا اطلاع ثانوی سوگلی این عمارت منمهومنم گفته چیه؟!حرفیه؟!

پس چی؟!نه هیچی نگو اعتراضتون وارد نیس

همنیه که هس فقط مشکل اینه که چیزی نیس .خودمو خفه کردم تا اینا رو بنویسم

بدرود اهالی عمارت النساء

راستی سلام و که باید بدین اون دست خودتونهولی به هر حال باید بدین ولی...

من امر می کنم از این به بعد بای بای هم واجبهآقامون گفتن

افتاد؟!

حالا برید جمش کنید

بای بای هوو ها بازم میام البته انگار شما باید بیاین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 16:1  توسط sonia  | 

او طنين جام تنهايي است...تار و پودش رنج و زيبايي است...

 

از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم ، با دستهایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را...

دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ، دستانم را کمی کنار می زنم و از لا‌ به لا‌ی انگشتان لرزانم نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلا‌لی که از آن گله دارم که چرا حقیقت زندگی را از من پنهان کرد... !؟ و تو ای سنگ صبور لحظه لحظه های عمر کوتاه من ، چقدر

بی کس و تنها ماندی ! جواب صفحه های سفیدت را چه دهم که من نیز بی وفایی را از زمانه آموختم.

می دانم دلت آنقدر بزرگ و دریایی است که مرهم زخم های بی کس ام باقی بمانی و یک امشب دیگر را با من تا سحرگاهان همنوا شوی.

به سراغت نیامدم چون روح باران زده شیدای روزهای آشنایی گرفتار تگرگی بی پایان شد و اینگونه سیلا‌ب عشق در مسیر طغیان آمال و آرزوهایم تبدیل به سرابی شد.

نبودی تا ببینی که چگونه غزل در تاب یاسمن تب کرد و تا صبح نالید ، نبودی تا ببینی که آسمان چه بی قرار و معصومانه اشک می ریخت و تن سرد مرا نوازش می کرد ، نبودی تا ببینی که چگونه چشمانم در انتظارت ماند و نیامدی...

تو خود گفتی که دنیا فدای تو و چشمانت ، تو خود گفتی آبیِِِ آرامشِ دریا فدای نگاهت ، تو خود گفتی سرخی آتشین شقایق ها فدای قلب کوچکت...

حالا‌ از آن حرفهای رنگین اثری نیست و تمام آبی ها و قرمزها برایم رنگ باخته اند ، از تو نیز به خاطر دو رنگ بودنت شکوه ای ندارم ، چون دیگر دنیا برای من بی رنگ است!

و اما باز هم تو ای حریم پاک و بی آ لا‌یشم! می خواهم ترکت کنم و هیچ گاه به سوی صفحه های قلم خورده ای که خود بر رویت حک کردم ، باز نگردم . شاید اینگونه مجبور نباشی دستهای سفیدت را به زیر چکه های دلتنگی ام بگیری و له شوی و گیسوانم را بر تن لطیفت احساس کنی.

لحظه ، لحظه ای است جادوئی... ! در کنج خلوت این اتاق دستهای دختری ، آرام صندوقچه ای را مهر می کند و زمزمه ای در زیر لب دارد . نوایش ضعیف نیست اما هیچ کس نمی تواند بفهمد او چه می گفت و دیگر نمی گوید...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 15:16  توسط setareh  | 

برای تو..................سر پناه بی کسی ها

با سقوط دستای ما
در تنم چيزی فرو ريخت
هجرتت اوج صدامو
بر فراز شاخه آويخت


ای زلال سبز جاري
جای خوب غسل تعميد
بی تو بايد مرد و پژمرد
زير خاك باغچه پوسيد

فصلي كه من با تو ماشد
فصل سبز خواهش برگ
فصلي كه ما بي تو من شد
فصل خاکستری مرگ

تو بگو جز تو کدوم رود
ناجی لب تشنگی بود
جز تو آغوش کدوم باد
سایه گاه خستگی بود
بی تو باید بی تو باید
تانفس دارم ببارم
من برای گریه کردن
شونه هاتو کم می یارم

چشم تو با هق هق من
با شکستن آشنا نیست
این شکستن بی صدا بود
هر صدایی که صدا نیست

ای رفیق ناخوشی ها
این خوشی باید بمیره
جز تو همراهی ندارم
تا شب از من پس بگیره
با تو بدرود ای مسافر
هجرت تو بی خطر باد
پر تپش باشه دلی که
خون به رگ های تنم داد

فصلی که من با تو ما شد
فصل سرد خواهش برگ
فصلی که ما بی تو من شد
فصل خاکستری مرگ

 

اگر بی منی مهم نیست

اگر از تمام دنیاها

مرا نمیشناسی مهم نیست

مهم نیست که می شکنم

تو را میخواهم تنها تورا

دوستت دارم را با صدایت

تقدیم به تو

دوستت دارم یعنی صدای تو

ای عزیز ناخوشی

شب آرزو رفت

و من تنها آرزوی تو را خواستم

گرچه دلم در تمنای خواستنت بود

ولی مهم نیست

با وجودم پژمرده ام

میخواهمت...............

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 19:49  توسط شادی  | 

میشه دستامو بگیری...

می شه دستامو بگیری

دستایی که بی تو سردن

دستایی که بی نگاهت

همه پژمرده و زردن

می شه دستامو بگیری

زندگی آبی می مونه

شبی صد بار از تو بودن

ماهه اسمون میخونه

میشه دستامو بگیری

تا که توی غم نمیرم

من میدونم من میدونم

که تو این قفس اسیرم

میشه دستامو بگیری

خالی شم از حس نفرت

بی سکوت بی حادثه از

تو بگم از حس عادت

میشه دستامو بگیری

تا نگم عاشقی درده

تا نگم اونیکی میره

الهی، که برنگرده

میشه دستامو بگیری

عاشقی تهمت برامه

همیشه خواستن چشمات

همیشه توی نگامه

میشه دستامو بگیری

گمشده ام آره تو پاییز

بیا این دفتر رو بردار

خسته ام از این غم انگیز

میشه دستامو بگیری

تا کسی ازم نخنده

تا کسی نگه تموم شد

دل تو میون بنده

میشه دستامو بگیری

تا نگم گریه قشنگه

تا نگم اشکی که اینجاست

سهم این دلای تنگه

میشه دستامو بگیری

کمه کم میون بارون

میدونم رویای مرگه

ما جداییم هر دوتامون

میشه دستامو بگیری

ننویسی از شبونه

بنویسم از چش تو

از سکوت عاشقونه

میشه دستامو بگیری

تا همیشه پات بمونم

تا واست چشات بخونم

آرزوهاتو بدونم

میشه دستامو بگیری

حتی یک شب توی رویا

منو از خودت نرنجون

عشقو نسپارش به دنیا

میشه دستامو بگیری

میدونی هستی همیشه

گفته بودی بر میگردی

خالیه جات تا همیشه

میشه دستامو بگیری

تا نباشه حرف آخر

تا نگم عقیده ی من

من و دنیا، تو و باور

سلام بهترین بهترینها میدونم ازم ناراحتین دیر آپ کردم از همه تون عذر میخوام امتحانا هیچ فرصتی نمیذارن تا یکم استراحت کنیم دوستتون دارم.با آرزوی تموم شدن امتحانا و قبول شدن تموم دوستای کامران و هومنی که کنکور دارن بخصوص شهرزاد گل و مهربون و شیطونم.بهم نظر بدین داستان تو ادامه مطلبه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 22:0  توسط   | 

یاد تو

دل نوشته ها

 

شاید از مد افتاده باشد.

شاید دیگر اندازه ام نباشد.

اما همچنان عطر خاطره میدهد

پیراهنی که تو روی شانه هایش

اشک ریخته ای!!!!!!!!!

 

فرقی نمی کند که شعر هایم را روی کاغذ بنویسم؟

یا روی ماسه های دریا

یا حتی روی شیشه بخار گرفته پنجره!

نام توست که به نوشته های اعتبار می بخشد!

 

با گفتن

"عزیزم جایت خالی است!"

نه جای من پر می شود

ونه از عمق شادی هایت کمتر

فقط...

دل خوش می شوم که هنوز،

بود و نبودم برایت مهم است!!!

 

تا دیروز فکر می کردم معجزه

تنها در کتاب های داستان اتفاق می افتد.

امروز که به زندگی ام قدم گذاشته ای

دریافتم که همه چیز

 در همین نزدیکی ها رخ می دهد!!!

 

سلام به آبجی های نازم، امیدوارم از اولین آپی که توی این وبلاگ داشتم خوشتون بیاد.

خوشگلای ،مامانیه من توی ادامه مطلب یه داستان گذاشتم که خیلی کوتاهه ولی جالبه،

امیدوارم خوشتون بیاد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 1:13  توسط پریسا  | 

سلام بر عشق

 

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه خوبین ؟

الان باز میگین باز این اومد . هر جا میریم اینه    کیتی اینجا کیتی اونجا کیتی همه جا

خوفین خوشین چه خبرا ؟ جیجرای من دلم واستون یه ذره شده بود . اگه دوس داشته باشین با اجازه

اشتیاق جونم قراره یکی از نویسنده های این وب باشم

فقط اومدم بگم منم به عنوان یه عضو کوشولو و ناچیز تو کلبتون راه میدین ؟

 

نگاه كن مرا كه چگونه غمهای جانسوز قلبم قطره قطره آب می شوند

و مرا اسیر عشق شیشه ایی تو می كنند
نگاه كن مرا كه چگونه با بودن تو ، تشنه ی عطر بوسه هایت خواهم شد
و در سكوت لحظه هایت خواهم رقصید و شراب مهر تو را
جرعه جرعه خواهم نوشید، امشب برای تو می خوانم
می خوانم از دلدادگی و عاشقیم
می خوانم از رویاهای آتشینم و می خوانم از اشكهای شیرینم
و آنقدر می خوانم تا تو را نیز به رقص عاشقی در آورم
نگاه كن مرا كه چگونه با بودن تو ، نیرنگ هیچ صیادی بر من افكنده نخواهد شد
و او را به سوی گورستان نا امیدی خواهد كشاند
بر سینه ات می خفتم و خود را در سرمای تنهایی تو رها می سازم
آتش سوزان عشق محال تو را برای همیشه در جریده ی قلبم ثبت خواهم كرد
نگاه كن مرا كه چگونه از شرار عشق خفته ی تو، در حال سوختنم
و همچو زاهدی خرقه ی عبادت را بر تن می كنم ، عبادتی عاشقانه و عارفانه
نغمه ی شادی كلبه ی دلم را گوش كن
و از لابلای سبزه زار قلبم نظاره گر این طلوع عاشقانه باش
نگاه كن مرا و با من همگام باش در شهر آرزوهای دلم و در این شهر
قصر رویاهای مرا بنا كن
در نسیم بهاری شهر، در بستررودهایش، در ساحل دریایش و در ظلمت شبانه اش
آزاد و سر خوش باش
مگذار كه آسمان آبی و خورشید تابانش در نگاهت تیره و تار شوند
نگاه كن مرا و پلكهای خسته ی مرا آرامش بخش
و با گرمی نفسهایت سینه ی سرد و سختم را التیام بخش
و تصویر خود را برای همیشه در خاطر عاشق من همراه ساز
و مگذار كه هرگز این تصویر بی آهنگ باقی بماند



+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 23:25  توسط شادی  | 

یکی در ارزوی دیدن توست یکی در حسرت بوسیدن توست ولی من ساده و بی ادعا تمام هستیم خندیدن توست


ووااییییییییییییییییییییییییییییییییی سلااامممممممممممممممم خوشگلااااا چه طورییننن؟؟ خوبیینن؟؟؟ خوش می گذرههه؟؟؟؟ ووایی نمیی دونییننن چقد خوشحالمممم خوب منو  می شناسیینن؟؟؟؟؟ نمی شناسیینن؟؟؟ نههه؟؟ خوب من رویام دیگه    ها ها ها  باعث افتخارمه که یکی از نویسنده های   این وب باشم   از اشتیاق عزیزمم ممنونننن قفونتتتت   بییییسمممم  که منو عضو کردیی ماهممممم وو ازش ممنونمم که همهممونووو دعوت کردددد هولااااااااااااااااااااااا


خوف میخوام یه دونه شعر بزارمممم از مریم عزیزمممم


مثل هيچ كس

مث اون موج صبوري كه وفاداره به دريا
تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا
چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه
مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر
تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبي كه ميآد آخر هفته
مث اون حرفي كه از ياد دل و پنجره رفته
مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه
مث اون قولي كه دادي گفتي يادش نمي مونه
تو مث چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون
تو مث يه آشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون
تو مث يه سرپناهي واسه عابر غريبه
مث چشماي قشنگي كه تو حسرت يه سيبه
چشمه ي چشماي نازت مث اشك من زلاله
مث زندگي رو ابرا بودنت با من محاله
يك روزي بيا تو خوابم بشو شكل يك ستاره
توي خواب دختري كه هيچ كس و جز تو نداره
تو يه عمر مي درخشي تو يه قاب عكس خالي
اما من چشمام رو دوختم به گلاي سرخ قالي
تو مث بادبادك من كه يه روز رفت پيش ابرا
بي خبر رفتي و خواستي بمونم تنهاي تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطاي عجيبي
مث شاگرداي اول كمي مغرور و نجيبي
دل تو يه آسمونه دل تنگ من زميني
مي دونم عوض نمي شي تو خودت گفتي هميني
تو مث اون كسي هستي كه ميره واسه هميشه
التماسش مي كني كه بمون اون ميگشه نميشه
مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت
مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت
مث نذر بچه هايي مث التماس گلدون
مث ابتداي راهي مث آينه مث شمعدون
مث قصه هاي زيبا پري از خواباي رنگي
حيفه كه پيشم نمونن چشاي به اين قشنگي
پر نازي مث ليلي پر شعري مث نيما
ديدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ يلدا
بيا مثل اون كسي شو كه يه شب قصد سفر كرد
ديد يارش داره ميميره موند ش و صرف نظر كرد



 



دستهايم خالي است و دلم غرق در آرزوها ،

 

يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا کن يا

 

دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالی کن ...

 

 (( کوروش کبير))   


 

این متن هم می زارم شاید کسی تاحالا نخونده باشه اینو موچچچچچ




مي دوني هومن وقتي اولين بار شهبال رو تو خونه شون ديد       اينقدر هول شد دو بار بهش سلام داد

 

*مي دوني زماني که قرار بود کامران بره بلک کتس هومن سخت مشغول خرخوني و درس خوندن بود و به قول شهبال سرشو مي نداخت پايين مي رفت تو اتاقش بالا و کاري به کار کسي نداشت..

*مي دوني رامين اول که کامران رو ديد با باباشون ديد که خيلي کوچولو بود و باباشون به رامين گفت پسرم خيلي به موسيقي علاقه داره رامين هم تشويق کرد کامي رو،بعد از چند سال که دوباره همديگه رو ديدن کامران موهاشو بلند کرده بود و به گفته رامين خيلي تغيير کرده بود.

*مي دوني کامران اولين پولش رو تو کار تو يه مغازه کفش فروشي به دست آورد هومن هم روزنامه فروخت تو ساختمنشون.

*مي دوني اولين آهنگي که کامران خوند شعرش از پدرشون بود با اين مضمون:به خدا دست خودم نيست اگه ديوونه شدم..از غم عشق تو بود همدم پيمونه شدم..

*مي دوني اولين آهنگي که هومن توي استوديو و به صورت حرفه اي خوند "سوگند" بود

*مي دوني هومن وقتي نوجوون بود از سوي چند مرکز مد به عنوان مدل برگزيده شد

*مي دوني غذاي مورد علاقه کامران قورمه سبزيه.

*مي دوني غذاي مورد علاقه هومن هر سال فرق مي کنه!!ولي بيشتر فسنجون دوست داره.

*مي دوني وقتي تو بلک کتس بودن اينقدر شهبال بهشون کم پول مي داد که نگران کرايه خونه و پول آب و برق و غيره بودن.

*مي دوني به خاطر تامين هزينه هاشون در زمان حضورشون تو بلک کتس مجبور شدن يکي از اتاقهاي خونه شون رو اجاره بدن

*مي دوني متولد تهران و محله گيشان.

*مي دوني کامران محله شون رو کاملاً به ياد مياره اما هومن تنها چيزي که از ايران يادشه مبلهاي قرمز خونه شونه.

*مي دوني خواهرشون متولد بهمن 62 هست.

*مي دوني فقط يه عموشون تو آلمان زندگي مي کنه و ساير فاميلهاشون تو ايرانن.

*مي دوني زبون اصليشون فرانسه است.

*مي دوني تا چند سال فقط يه موبايل داشتن و البته يه ماشين.

*مي دوني بعد از جداييشون از بلک کتس چون پروانه کارشون تو آمريکا لغو شده بود تصميم داشتن برگردن کانادا دوباره ولي سعيد صيام کمکشون کرد.

*مي دوني براي اولين بار گرونترين قرارداد تاريخ هنري ايران رو به مبلغ يه ميليون دلار شرکت کنسرتو با کامران هومن امضا کرد اونم چند سال پيش

*مي دوني تقريباً سال 65 از ايران خارج شدن
آيا ميدونستين كه كامران هومن تو مهربوني و تواضع بي نظيرن؟
آيا ميدونستين كه تكيه كلام كامران "قربونت برم" هس؟
آيا ميدونستين كه تكيه كلام هومن " آخيييييي مرسي عييزم" هس؟
آيا ميدونستين كه عيد گوشي اصلي هومن آي فون بود ولي مدتي كه تو دوبي بود و يه گوشي نوكياي قديمي برداشته بود؟!!  آيا ميدونستين كه كامران با ديدن اين عكسي كه پايين ميذارم گفت واي ما خبر نداشتيم

اين عكس و از ما گرفتن!ببين من دهنمو چي كار كردم و خنديد؟!!

آيا ميدونستين كه هومن همه رو صميمانه در آغوش ميگيره؟(آقا پدرام تموم دوستاش و حتي راننده اشون)آيا ميدونستين كه كامران هومن خيلي زيباتر و خيلي لاغرتر از عكسا و فيلماشونن؟
آيا ميدونستين كه هومن عاشق عروسكاي شكل حيوونه؟(مثلا شتر!)آيا ميدونستين كه هومن عادت داره لپ بچه هارو بكشه و سرشون و ببوسه؟

*مي دوني تا سال 94 تو مونترال زندگي مي کردن و بعدش به ونکور رفتن

*مي دوني هومن يکي از سرمايي ترين موجودات روي کره زمينه!

*مي دوني پرسپوليسي هستن

*مي دوني هاکي روي يخ رو خيلي خوب بازي مي کنن

*مي دوني هومن روي سن هم از طريق گوشي براي کامران جک تعريف مي کنه

*مي دوني تو زندگي خصوصيشون هومن يه خرده منظم تر ازکامرانه

*مي دوني هومن زودتر از کامران آماده ميشه

*مي دوني هيچ وقت تو يه مدرسه نبودن با هم

*مي دوني کامران تکنيسين خلباني خونده

*مي دوني هومن ميخواست دکتر بشه ولي خواننده شد

*مي دوني اولين شرط پدرمادرشون براي يادگيري موسيقي فراموش نکردن درسشون بوده.

*مي دوني کامران يه خرده ترکي استانبولي بلده

*مي دوني روز تولدشون فقط يه روز با هم فرق داره،يعني هومن دوم آذره کامران چهارم آذر و از بچگي تولدتشون رو سوم آذر مي گرفتن مشترکاً و الان روز سوم آذر اونجا روز تنگس گيوينگه و هر سال يکي از بزرگترين کنسرتهاشون رو تو اين روز دارن و روي سن تولد ميگيرن براشون

*مي دوني شهبال کامران رو از هومن بيشتر دوست داشت

*مي دوني ترانه منو ببخش کامران هومن موزيک ويديو شد اما هيچ وقت پخش نشد

*مي دوني تو آهنگ ايران ايرانم که کامي و فريدون و هنگامه مي خونن قرار بود هومن هم بين اون بچه هايي باشن که مي دوئن اما چون قدش ازبقيه خيلي بلندتر بود خودش انصراف داد

*مي دوني هومن عاشق همه غذاهاست ولي از جگر خام خوشش نمياد

*مي دوني پدر مادرشون اوايل سال ميلادي گذشته کار اقامتشون تو آمريکا درست شد و به لس آنجلس اومدن

*مي دوني مادرشون آرايشگره و الان تو يکي از محله هاي گرون لس آنجلس يه آرايشگاه بزرگ داره

*مي دوني پدرشون مدير کمدن هوسه تو لس آنجلس.کمدن هوس همون جاييه که اميرقاسمي جشن عيد رو با هنرپيشه ها اونجا برگزار کرد

*مي دوني اسم پدرشون حجت و اسم مادرشون فريده است

*مي دوني گيتار ساز اصلي کامران و پيانو و گيتار ساز اصلي هومنه

*مي دوني هومن مي تونه جاز هم بخونه

*مي دوني هردوشون موقع پيوستن به بلک کتس عينکي بودن اما کامران دو سه سال بعد چشماشو ليزيک کرد اما هومن تا همين اواخر همچنان عينک مي زد

*مي دوني علي الهي که الان رهبر ارکسترشونه،رامين زماني که الان آهنگساز مشهوري شده و پدرام که مدير برنامه هاي سابق داريوش و الان کامران هومن هست از کانادا با کامران هومن آشنا هستن..بخصوص با کامران

*مي دوني بعد از جداييشون از بلک کتس تا دو سال علت جداييشون از بلک کتس رو نمي گفتن..

*مي دوني از املاک فوريو پراپرتيس يه ويلا تو دبي خريدن و همين امر موجب بستن قرارداد تبليغاتي يک ساله کامران هومن با اين شرکت شد

*مي دوني کامران هومن هم سر مسائلي با هم اختلاف عقيده دارن و گاهي دعوا هم مي کنن

*مي دوني بيش از ده ساله با هم زندگي مي کنن

*مي دوني دو تا سگ داشتن که الان شدن چندين تا!!

*مي دوني برايانا دوست دختر قبلي هومن مکزيکي الاصل بود

*مي دوني هومن به ندرت مردها رو مي بوسه برعکس کامران

*مي دوني دستهاي هومن رو ازش بگيرن لال ميشه

 

آيا مي دانستيد:اهنگ من تورو ميخوام تو کانادا فيلم برداري شده ومادرشون وکتي خواهرشون هم توش بوده

آيا مي دانستيد:موزيک ويدئو سينوريتا کارگردانش کانادايي بوده واز يکي از دختراي که براي تمرين رقص اومده از کارش خيلي خوشش اومده بود کتي خواهر کاهوبوده وخودکاهو نمي دونستن خواهرشون به اين خوبي مي رقصه

آيا مي دانستيد:کتي يکي دوبار رو سن موقع اجراي اهن سينوريتا باهاشون رقصيده

آيا مي دانستيد:کتي تو موزيک ويدئو کت من هم بوده

آيا مي دانستيد:مامانشون يه سالن ارايش تو امريکا داره پدرشون تو کن هولس (جاي که تپش مهموني هاشو ميگيره )کار ميکنه

آيا مي دانستيد:موهاي کامران هومن رو مامانون درست ميکنه

آيا مي دانستيد:کامران هميشه دوست داشته صورتش مثل هومن پرموترباشه( همون بهتر که نيست وگرنه من يکي فنش نمي شدم )(همه خودشونو به درديوار ميزنن که صورتشونو راحت اصلاح کنن اون وقت اين چه ارزويي داره )

آيا مي دانستيد:کامران هومن تو مصاحبه هاشون 40 درصدشو درحال هندونه قاچ کردن براي هم ديگه هستن

آيا مي دانستيد:هومن اولين بار که فاميلشو تو دوبي ديده بوده با يکي از فن هاشو عوضي ميگيره

آيا مي دانستيد:هومن کارتون شيرشاه رو دوست داره

آيا مي دانستيد:تو دوران بلکتس کامران هومن يه عروسک بزرگ که هندي ميخونده رو از دبي ميخرن وقتي همه گروه تو سالن انتظار هواپيما توشب خواب بودن هومن عروسک رو روشن ميکنه که بخونه همه از ترس از خواب ميپرن

آيا مي دانستيد:فاميليشون جعفري

آيا مي دانستيد:فاميلي پدرام مدير برنامه هاشون دولت ابادي ودوست دخترش ازيتا مجري شبکه تپش هست

آيا مي دانستيد:رامين زماني سه تا دختر داره

آيا مي دانستيد:کامران براي ارامش اشپزي ميکنه وهومن براي ارامش غذا ميخوره(اينو خودشون گفتن ولي جک ساله )

آيا مي دانستيد:هردوشون شکمو هستن

آيا مي دانستيد:اوايل که تازه رفته بودن کانادا وقي ميخواستن پدرمادرشون چيزي رو ندونن به فرانسه ميگفتن ولي زهي خيال باطل چون فرانسه رو متوجه مي شدن

آيا مي دانستيد:کامران وقتي بچه بودن براي اين که براي هومن کادئو تولد بخر کار کرده بوده

آيا مي دانستيد:کامران مدرسه ميرفته ناهارشو نمي خورده مي اورده خونه براي هومن

آيا مي دانستيد:کامران هومن باشگاه ميرن

آيا مي دانستيد:کامران از اويلي که وارد بلکتس شده تا الان همواره يه گردنبد نخ سياه دوره گردنشه که يکي از فن هاش داده از خودش دور نمي کنه چون دعا روش نوشته شده درضمن به گردن سيفيدشم خيلي مياد

آيا مي دانستيد:کامران تو کانادا قبل از اينکه خودش خواننده بشه ميرفته کنسرت رامين زماني وجلو سن واي ميساده وهميشه به رامين ميگفته وقتي ميخوني ميکروفون رو سمت منم بگير منم يه خورده بخونم(نتيجه گيري :رامين اهل پارتي بازي بوده)

آيا مي دانستيد:با خواندن اين مطالب ومطلاب دو استاد پيشين شما مي توانيد ظفر يک ساعت ليسانس کاهو شناسي از دانشگاه پرشين تولز بگيريد


مي دوني تو بلک کتس که بودن دو روز قبل از يکي از کنسرتهاشون هومن به شدت مريض ميشه و مجبور ميشن کنسرت رو لغو کنن..

*مي دوني هومن علاقه عجيبي داره ناخنهاشو از ته ته بگيره!!

*مي دوني کامران يه سري از اين پلاکها که دعا روشون هست مي نداخت گردنش

*مي دوني اون اوايل هرکي هرچي نقره بهشون هديه ميداد مي نداختن تا طرف خوشحال بشه

*مي دوني آلن که مدير رقصشونه رو هومن پيدا کرد آورد به جمعشون

*مي دوني شقايق تو خيلي از سفرها همراه کامران بود

*مي دوني علت به هم زدن دوستي هومن و برايانا سفرهاي زياد هومن و دوريش از بري بود

*مي دوني لس آنجلس بعد از ايران براي کامران هومن بهترين جاست براي زندگي به گفته خودشون

*مي دوني هومن دوست داره عاشق دختري بشه که عشق رو از چشماش بخونه

*مي دوني از اينکه مي گن کامران پسر گوگوشه کامران خوشش مياد و بدشم نمي اومد که اينجوري باشه

*مي دوني اوايل مجبور بودن قسم بخورن که با هم برادرن بعد هم بايد قسم مي خوردن که ناتني نيستن

*مي دوني يه دفعه شايعه کرده بودن هومن تصادف کرده رفته تو کما بعد مامانشون هم باور کرده و زنگ زده به کامران و گفته گوشي رو بده به هومن سريع تر،کامرانم مونده چي شده!

*مي دوني بازيگر مقابل نقش هومن تو شوي فداي سرت از بازيگرهاي نقشهاي فرعي هاليووده

*مي دوني باباشون تو کانادا تو يه شرکت کار مي کرده

*مي دوني وقتي خواهرشون رو براي تست شوي اون با من آورده بودن بعد از اينکه قبول شده کتي تازه کارگردان فهميد خواهرشونه

*مي دوني خونه اي که توش زندگي مي کنن به اسم هومنه ولي کامران ازش وکالت داره

*مي دوني هومن تنها غذايي که بلده درست کنه تخم مرغ و املته

*مي دوني مورد مورد علاقه هومن آناناس و کيوي و هندونه است

*مي دوني هومن سال ميمون به دنيا اومده

*مي دوني بين حيوونها کامران عقاب و شير دوست داره هومن ميمون و شير

*مي دوني به نوبت ميرن خريد براي خونه

*مي دوني هومن براي اولين بار وقتي کامران تو گروه پرواز بود در انتهاي برنامه رفته و يه کوچولو خونده روي سن

*مي دوني هومن در استعدادهاي درخشان مدرسه شون در زمينه موسيقي چند بار اول شده

*مي دوني اولين پولي که هومن به دست آورده باهاش چوب هاکي خرده

*مي دوني يه بار شهبال به هومن گفته من کامران رو بيشتر از تو دوست دارم تو چي منو بيشتر دوست داري يا کامران رو هومن هم گفته هر گلي بويي داره

ميدونيد هومن به خاطر بني از آمريکا ميره تا استراليا

ميدونيد کامران هومن جزو بدقول ترين موجودات خاکي هستن

ميدونيد هومن عاشق مايکل جکسون هست

ميدونيد هومن اگر دگمه هاشو ببنده ميترکه

ميدونيد هومن تو کنسرت با گوشي تو گوشش خيلي مشکل داره

ميدونيد هومن بسيار خجالتيه و در عين حال راحته


ميدونستي کامران و هومن 5 تا سگ دارن؟

ميدونستي هومن تو خونه از کامران شيطون تره؟

ميدونستي تو مصاحبه هاي فارسي کامران سخنگوئه و تو مصاحبه هاي خارجي هومن؟

ميدونستي کامران و هومن دارن تو مارکت خارجي آلبوم ميدن بيرون؟

ميدونستي کامران بلده يه کم عربي بخونه؟

ميدونستي کامران و هومن بين خوندن و برادري ،برادري رو انتخاب ميکنن؟

ميدونستي کامران براي عشقش گريه ميکنه؟

ميدونستي هومن خيلي خودشو براي کامران لوس ميکنه؟

ميدونستي تو بيشتر کاراشون با هم تفاهم دارن؟

ميدونستي کامران ماکاروني با ته ديگ سيب زميني براي هومن درست ميکنه؟

با توجه به مطلب بالا حالا ميدوني چرا هومن اينقدر تپل شده؟

ميدونستي از هيچ مواد مخدري حتي سيگار استفاده نميکنن؟

ميدونستي خيلي کم و فقط تو مهموني ها مشروب ميخورن؟

ميدونستي هومن 2 سانت قدش از کامران بلند تره؟

ميدونستي هومن از کامران خوش خنده تره؟

ميدونستي رشته کتي اصلا ربطي به هنر نداره؟

ميدونستي هومن خيلي فوق العاده ميرقصه؟

ميدونستي هومن توي سوتي دادن استاده؟

ميدونستي هومن تو مصاحبه ها زياد به حرف مجريا گوش نميکنه و فقط مشغول خنديدنه؟

ميدونستي هومن خيلي الکي ميخنده؟

ميدونستي هومن و کتي به مدرسه فارسي ميرفتن روزاي تعطيليشون؟

ميدونستي هومن يه کم اسپانيايي بلده؟

ميدونستي بعضي از کنسرتاي کامران و هومن رکورد شکونده؟

ميدونستي تو بيشتر راي گيري ها کامران هومن اول ميشن؟

ميدونستي کامران بيش از اندازه هومنو لوس ميکنه؟

ميدونستي کامران تو ابراز احساسات از هومن توانا تره؟

ميدونستي کامران ديکشنري سياره هومنه؟

ميدونستي کامران هميشه در صدد درست کردنه سوتي هاي هومنه؟

ميدونستي کامران و هومن کله پاچه دوست دارن؟

ميدونستي هومن نسبت به کامران بيشتر تحت تاثير فرهنگ غربي قرار گرفته؟


اخیییییییییییییییییی نازییییییییییییییییییییی قفوننننننن   کاهووووووووووووووووووووووووووووووو  


 سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره

مريم همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره


وواییییی هومنیییییییییییییییییییییییییییی الهیییی فداتت شمممممم چقد ماهه شدیییییی عزیزمممممممم


ووایییی دورتتتتتت بگردمممممم عجقولییی مننننننننننننن


عشققققق منننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننیییییییییییییییییییییییییییییییی


ووایییییی الهیی فداتون شمممم چفقده ناسسس سدییننننننننننننننننننننننننننننننننن



مووووووووووووووووووووووووووچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ


وااییییییییییییییییییی قفونتت بیسممممممممممممممممممم ها ها ها 



نازیییییییییییییییییییییییییییییی 


خوب بببخشیییدد که عکس نزاشتم سایت بالا نمی یاد ایشالاااااااا دفهه ییی بععددددد

دوستووننن دارممممممممممممممممممممممممممممممممممم هومنننننننننننننننننننننننننن عااااشقتممممممممممممممممممممممممممممم موچچچچچچچچچچ خوشگلاااااا

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 20:36  توسط رویا  | 

این شعرهای من است دروغ نیست...

وقتی شب پر از سکوته

فکر این بود و نبوده

میشکم دستی به عکساش

اونی که همه وجوده

شعراشو صد بار میخونم

پر شده از حرف و خواستن

چقدر دل تنگ اونم

اون عزیز ،گمشده ی من

روزای من بی خوشی بود

اون اومد اونکه عزیزه

یکی می گفت بسه گریه

چرا اشک تو می ریزه

توی کوچه های احساس

اون دلیل عشق  و هستی

این سوال واسه من که

چقدر منو میخواستی

توی بارون با چه شوقی

توی چشم من نگا کرد

حالا دیدی که زمونه

ما رو از همه جدا کرد

اگه بازیه این احساس

آره تا آخر می سازم

عاشق اینم که واسه

واسه عشق تو ببازم

کجا رفتی که غم من

بی وجود تو زیاده

کاش که بر گردی تو پیشم

با اون حس خوب و ساده

تموم روز و شب من

یه تمناست واسه دیدن

واسه تکرار گذشته

عشقو از چشم تو چیدن

وقتی اینجا تو حریر گریه ها

با عشق می سازم

رنگ چشماتو می بینم

باز من این قلبو می بازم

روزی صد بار خواسته بودم

که کنم دلو جدا من

ولی باز دعا میکردم

یا اون یا لحظه ی مردن

همیشه از رفتن تو خندیدم

بعد گریه کردم

آخه هیچ وقت فکر نکردم

که بگم دورت میگردم

من که مجنونو ندیدم

تا بگم مجنون شدم من

ولی از لحظه اول

عاشق و حیرون شدم من

شاید چون فرهاد نباشم

واسه تو حتی یه شیرین

عاشقم آره عزیزم

عاشقم بدجوری غمگین

من که مجنون ندیدم

لیلی کسی نبودم

ولی من یه باری خواستم

تو رو با همه وجودم

ولی سهم ما همینه

مثل مجنون مث فرهاد

کاش میشد برای چشمات

همیشه گریه ای سرداد

کاش که چشماتو نبندی

نگیری این نفس من

نکنی منو عزیزم

یه پرنده قفس من

رو بکن یه بار که دیدی

این چشای تر و خیسم

رو بکن به من یه بار تا

خوب بتونم بنویسم

ولی نه خواستی جداشه

گریه هام رنگی میگیره

یه روزی مهربون من

عشق با دلتنگی می میره

نمیگم بیا یا بگرد

من میخوام تو رو همیشه

چه تو باشی تو کنارم

چه نباشی باز نمیشه

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 17:5  توسط شادی  | 

چرا دوستت دارم...رویا

نام:رویا

فامیل:.....................    


متولد: دی ماهی هستم


چند تا خواهر برادر داری: ها ها ها من اصلا خواهر برادر ندالمم من یه دونه امممممممممممممم ها ها ها

علایق:امممم کامپیوتر  فیلم نگاه کردن خرید کردن ول خرجیی هه هه هه اشپزی چون  شیکمو هستم به کامران هومن رفتم دیگه مهمونی خانوداگی دور هم جمع شدن فامیل دوست دارم       نقاشی کردن

 

کدوم ورزش:خوب اول فوتبال واقعا عالیی بعدشم شنا رو  خیلی  دوست دارم

 

کدوم تیم:وااا خوب سوال کردن داره معلومه پرسپلییییس بعدشم منچستر یونایتد بعدم تیم ملی خودمون  رئال مادرید البته من هیچ کدوم از بازی ها رو نمی بینم    فقط پرسپلیس می بینم    

 

کدوم بازیکن:کریستیانو رونالدو دیوید بکام کاکا وای کاکا خیلی ماههههههههه  ایکر کاسیاس مهدوی کیا کریم باقری علی کریمی 

 

کدوم بازیگر:ااااااااااااااااااااااییییی   لئوناردو دی کاپریو البته اون موقع که جوون بود الان پیر شده براد پیت انجلینا جولی تام کروزم خوشتیپ دوسش دارم  خارجی بودن حالا ایرانیییاااا بهرام رادان ترانه علی دوستی هدیه تهرانی بهروز وثوقی و امممم عزت الله انتزامی واقعا  بی نظیرن البته حمیده خیر ابادی هم دوس دارمااااا الهییی مثل یه مامان بزرگ بود برای همه ی ایرانیااا مامان بزرگ مهربون ماه  حسام نواب صفوی  دیگه زیادییم شدددددددد 


وایی چقد فک زدمااااااااااااااااااااا ها ها هااااا


کدوم خواننده:سوال کردن داره معلومه کامران هومن جون عزیزم هه هه هه به غیر از کامران هومن شکیرا انریکه هایده بی نظیره صداش شهره سپیده سلن دیون

 

کدوم رنگ:خیلی رنگ دوست دارمم ولی صورتی سفید قرمز جز رنگای مورد علاقمه

 

کدوم طعم:ترش و شیرین (شور)هه هه هه ترش دوست دارم

 

کدوم بو:بیا بریم دشت کدوم دشت همون دشتی که صحرا ها داره ای بلهههههههه هه هه هه بوو؟؟؟؟!!!!! بوی قرمه سبزی اخخخخ ادم دلش ضعف میره خدایی بوش محشره

 

کدوم غذا:همه غذا ها رو دوست دارم مورد علاقم ماکارونی به قول هومن با ته دیگش  زیگو هم دوست دارم     فست فود  هم خوبه  شکلک نیشخند من برم الان  همه حمله می کننننننننن


کامران هومن رو واسه چی انتخاب کردم:به توچه مگه تو وختی انتخابشونن کردی من گفتم واسه چی می کشمت فاهوووووووو شوخی بود هه هه هه  ماه منننن فدات شم    اره قحطی بود دیگه چون بی نظیرن  چون ماهنن دوتا پسر واقعا مودب خاکی با وقار متیین 

 

هومن چی داره که دوسش دارم:تو به من بگو چی داره که دوسش داریییی بگو تا منم بگم اول تووووووووو فاهوووووووووووووووو اعتراااف کننننننن ههه هه هه

خوب شیطون مهربون  خوب چی بگم می شناسینش دیگه چقد ماهه



کامران چرا دوست نداری به عنوان عشق می گما:دستم بهت نرسه با این سواالاااات دوسش دارم به خدااا خیلی ماهه  باور کن اگه هومن خواننده نمی شد حتما   عاشق  کامران می شدم ولی مگه این چشمای هومن گذاشت باورت میشه اصلا نفهمیدم چی شد

 

کامران موهاشو کوتاه کنه خوشمل میشه:خوشمل که هیچی ماه میشه فداش بشم این بشر همه مدل مویی بهش میاد  اره کوتاه کنههه  خوشمل میشههههه

 

هومن اگه خوننده نمی شد چی کاره می شد:خوب طبق تحقیقات ماهاا خوب دکتر می شد بهش میاد شایدم بازیگر می شد

 


کامران تعریف کن:مهربون با سیاست شوخ طبع شیطون قابل  اعتماد با معرفت خاکی یه پسر  فوق العاده   

هومن تعریف کن:مثل کامران  مهربون ساده مثل اب چشمه  پاک شوخ طبع شیطون قابل اعتماد با معرفت  یه پسرفوق العده

چه گلی:رز قرمز خیلی دوست دارم ولی از بوی گل  مریم نرگس خیلی  دوست دارم

ماشین:بی ام و

کدوم اهنگ کامران هومن :فدای سرت

اولین اهنگ از کامران هومن:من تو رو می خوام


چی شد که عاشق کامران  شدی:اممم خیلی خیلی اتفاقی بود البته من از 5 یا 6 سالگی می شناختمشون چون توی بلک کتز بودن   اهنگ راندهو خیلی دوس داشتم . . .   بزارین براتون از اول تعریف کنم خوب من اول راهنمایی بودم      بعد یه شب نشسته بودیم  پای تی وی یهو من زدم کانال تپش امیرقاسمی بود چون اون موقع فقط امیرقاسمی و ویدا رو می شناختم ان کات کامران هومن بود اولش هم بود همین جوری داشتم نگاه می کردم برامم مهم نبود اخه اون موقع چون نمی شناختمشون همش  کانال عوض می کردم خنگ بودم دیگه هه هه هه  خلاصه گذشت من دوم راهنمایی بودم زن عموم اومده بود خونمون بعد بهم می گفتش ختر عموت عاشق هومن دنبال پوستراشه منم خجالت می کشیدم همش می گفتم وا دختر تو چیکارت به پسر مردم  به دختر عموم می گفتم  خونشون که بودییم اهنگ ملوی رو گذاشته بود دختر عموم هم همش قربون صدقش می رفت همش می گفت مامان بین چقد ماهه الهی فدات بشم منم همش می خندیدم خوشم اومده بود از هومن یه جورایی خلاصه سرتونو درد نیارم عید 85 بود ینی یه سال بعد  ما خونه عموم اینا بودیم  همون مصاحبه کامران هومن  که خاطره تعریف می کردن که هومن می گفت از عنکبوت می ترسم اونجا من  تمام مصاحبه رو دیدم خیلی خوشم اومده بود بعد دختر عموم یکی از پوسترای کامران هومن همون البوم بیست چسبونده بود توی اتاقش من همش این نگاه می کردم زل می زدم به پوستر   چشمای هومن فدای چشمات بشم هر دفه زل می زدم توی چشماش  منو می برد توی دنیای دیگه اولین بار بود که از یه پسر خوشم اومده بود 9 ماه بد خوب من گلزار خیلی دوس داشتم بعد از بازیش توی فیلم اتش بس من واقعا دوسش داشتم خوب هم  خوشتیپ    بود هم خوشگل بود ولی الان می خوام سر به تنش نباشه اون موقع یه عشق زود گذر بود بهتر بگم هوس بود اصلا عشق نبود عید همون سال ما رفتیم شمال توی ماشین عموم بودم که یهو ظبت ماشین چون اون موقع اولین سالی بود که روی ماشینا چنجر و ظبط سی دار نصب می کردن واسه همین چنجر خودش اوتوماتیک سی دی ها رو عوض می  کنه میره سی دی بعدی همین جوری اهنگا می و مدن و می رفتن که یهو این اهنگ فدای سرت منو از این رو به اون رو کرد فوق العده بود این قد از این اهنگ خوشم اومده بود من عاشق این اهنگم خلاصه اذر همون سال ما شدیم یه پا خل و چل جالب اذر ماه تولدشونم بود بهترین روزای عمرم گذروندم با هومن اصلا عشقش بی نظیره تک تک لحظه های عمرمو که عاشقش هستم می پرستم بعدم که خوب کامپوتر  گرفتم و اینترت بعدم با شمای  اجیای گلم اشنا شدم دوستون داااارممممممممممممممممممممم


وواییییی خیلییییی فکک زدممممممممممممممممممااااااااااااااااااااااااااا     ها ها هاااا


ولنتاین یا سپندر مزگان چرا : ولنتاین که همه اونو روز عشق گذاشتن جهانی همه هم این می دونن ولی سپند مزگان یه روزی که فقط مال ما ایرانیاس باستانی من عاشقشم واسه همین  اول سپند مزگان ببعد ولنتاین چون اول  سپند مزگان بود بعد ولنتاین اومد

 

خدا:خداااا خدا بی نظیر خدا عشق خدا  فوق العادس خیلی دوسش دارم مثل یه راز نهفتس کسی ازش هیچی نمی دونه ولی خدا همیشه همه جا گفته که من هستم خودشو نشون داده ولی ما چشمامونو بستیم همیشه مواظبمونه عاشقتم خدااااا

 

خوشبختی : مثل توپ می مونه همش دنبالشیم ولی وختی   جلوی پامونه ما بهش لگد می زنیم می ره اسمون هه هه هه خیلی از ماها هنوز نمی دونیم خوشبختی ینی چی 

 

عشق تعریف کن:تعریف کردنی نیست باید حسش کنی تا بفهمی ینی چی فوق العادس بهترین حس اون قدر بزرگ که فلب ادمو تسخیر می کنه بعضی ها هم قادر به درک کردنش نیستن

 

قشنگ ترین اسم دختر و پسر :تمام اسم ها قشنگن نمی دونم کدوم بگم ولی من اسمای ایرانی اصل خیلی دوس دارم

  

کدوم شعر یا جمله بهت ارامش می ده : شاید بهم بخندین ولی جمله  ایران سرای من است شعر ای  ایران وختی می دونم توی یه کشوری زندگی می کنم که همتا نداره بهم ارامش می ده  

 

 کدوم شعر یا جمله بهت امید میده:وختی می بینم    که  منم مثل همه یکی از عاشقای کامران  هومنم و اونا افتخار می کنن که مارو دارن و ما هم افتخار می کنیم که اون ها رو داریم بهم امید می ده

 

کوروش کبیر تعریف کن:تنها انسانی که هیچ احدی بهش بد نگفته  بی نظیره

دریا:پر تلاطم گاهی اروم اروم گاهی هم اون قدر خشن میشه که همه ازش می ترسن ناشناختس

 

مرگ:نمی دونم هم خوب هم بد

 

سمبل عشق:دوست داشتن از خود گذاشتگی  رز قرمز

 

کدوم یکی از خواننده هایه داخل ایرا ن و دوست داری:علیش مس  0098  خواجه امیری برو بکس (سوسن خاانووم ابرو کمون ) هه هه هه

 

 

 شعرایه کدوم شاعرا رو میپسندی:فردوسی حافظ سعدی همرو گفتم کسی نبوووود فروغ  فرخ زاد هم خوب راستی این شعرو فروغ گفته:اری اغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست من به پایان راه نمی اندیشم که همین دست داشتن زیباست

 

  

 بهترین عطر مردونه-بهترین عطر زنونه:نمی شناسم  هر کدوم که بوی خوب بده بهم ارامش بده دوست دارم (گرون باشه ) هه هه هه

 

دوست داری کدوم شهرایران زندگی کنی:همه جای ایران دوس دارم زندگی کنم ولی شمال خیلی دوس دارم عاشق اب و هواشم عاشق جنگل و بوی ساحل هوس یا رو دیار کرده دلممممممممممممممم  ( اهنگ  حمیراااااا هوووووووووووووووووووووووووو هه هه هه  ) 


کدوم کشورو دوست داری:امریکا چون اب و هواش مثل ایران درسته اون ور دنیاس ولی اب و هواش مثل ایران کویر داره دریا داره جنگل داره

 

 بهترین خاطره زندگیت:وختی  هومن دیدم منظورم از دیدن شناختن

 

  بدترین خاطره زندگیت:فوت مامان بزرگم

 

زیباترین بازیگر زن ایرانی و خارجی:گوگوش کیت وینس لت

  جذاب ترین بازیگر مرد ایرانی و خارجی:بهرام رادان شهاب حسینی هه هه هه الان می گن کجاش جذاب حمید گودرزی

خارجی : اممم جورج کلونی

خواننده هایه زیرو تو یک کلمه یا جمله تعریف کن
کامران هومن:ماهنننننن 


ارش:مسخره ولی باحاله
افشین:اییششش قیافش منو کشته عاشق دل خسته 
داریوش:سه نسل دوسش دارن
قمیشی:صداش قشنگ
ابی:اقای صدا تکرار نشدنی
شهیاد:دوسم داری من بیشتر اهنگساز خوبیه
نوید و امید:نمی دونم  
کامیار:بابا لنگ دراز
بلک کتس(ادریس-سامی):ادی  منو یاد هومن می ندازه البته نمی گم شبیه ولی یه نمه شبیه فقط همین  خیلی زود جدا شدن
سپیده :کشته منو با اون قیافش اخلاقش  دوس دارم    
خانوم گوگوش:تکرار نشدنی
زنده یاد مهستی:تکرار نشدنی   
شهره:باحاله با معرفت 
لیلا فروهر:سلطااان قلبهاااااااااااااااااااااا
انریکه :دوسش دارم  اهنگاش عالی
شکیرا:یه  رقصنده ی تکرار نشدنی


بهترین ویدیو کلیپ کامران هومن:دوست دارم خیلی زیاد

 

کتی و تعریف کن:مثل کامران هومن شیطون خانوم با اصل و نصب

 

   چه شغلیو دوست داری:دکتر نقاش

 

  
اگه کامران هومنو اتفاقی ببینی چی میگی بهشون:نمی دونم شاید هیچی نگم ولی بهشون می گم خیلی دوسشون دارم

 

 
بهترین سریال تلویزیون:خط قرمز فرار از زندان هه هه هه الان فاهو منو می زنهههههههههههههههه مریم مقدس میوه ممنوعه متحم گریخت خانه به دوش پاورچین باغ مظفر نقطه چیین   

 

خوشتیپ ترین مرد به غیر از کامی هومی:توی خواننده ها خداییش هیشکی به پای کامران هومن نمی رسه ولی توی بازیگرا بهرام رادان حمید گودرزی حسام نواب صفوی

 

خوش لباس ترین و خوش هیکل ترین زن:اشواریا جنیفر لوپز

 

جذاب ترین مرد:انریکه و جورج کلونی ببخشید دوتا شدن اخه واقعا دوتاشون خوشگلن

 

جذاب ترین زن:کمرون دیاز

 

به سینمای هالیووود یا بالیوود علاقه داری:هالیووود اره ولی بالیوود نه  اه با اون فیلماشون اییش هه هه هه

 

هومنو می بینی یاد چه میوه ای میوفتی :بهم نمی خندیین هلووووووووووووووو ههه هه هه یا  شایدم   سیب 

 

کامی می بینی یاد چه میوه ای میوفتی: یاد می کشمت با این سواالات اخرش من از دست تو فاهو سکته می کنم (شوخی کردم فدای دوتاتون بسممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم منننننننننننننننننننننننننننننن فقونتوننن بلممممممممممممممم)

کامران هم مثل هومن

 

 

هومن شبیه چه گلیه:گل بنفشه هه هه هه شبیه  گل  رز فداش بشم

 

کامران شبیه چه گلیه:اینو دیگه راس می گم شقایق الان همه می ریزیین سرم اییییییییییییییییییییییییییییی نزنن بابااااااااااااااااااااااا پریااااا تو هم؟؟؟؟؟؟؟ خیلی نامردی ستارههههههههههههههههههههههههههه اخخخ دستم چرا می زنیییی ایییی فاهووووووووووووو ایی دستم ایییی جون من جدی ای اییییی موهااام بابا غلط کردم  شوخی بود به خدا کامران هم شبیه گل رز فقونش بلم

 

به نظرت کتی بیشتر شبیه هومیه یا کامی:شبیه هر دوشون  اما اگه یکم دقت کنی بیشتر شبیه هومن ولی خوب به دوتاشون شباهت داره

  من دوست دخی هومن بشی عکس العمل من چیه:اره  خوبه خودت می دونی ولی بزار یاداوردی کنم می زنم لهت می کنم از سقف اویزونت می کنم بعد به موکا و پپسی می گم بیان بخورنت کشتمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت با سلاح شیمیاییی میوفتم به جونت شیمیاییت می کنم هه هه هه مفقودالاثرت می کنم   شوخی کردم گلمم یه موقع جدی نگریاا ولی زندت نمی زارم الان حمله می کنههههههههههههههههههههههههههههههههههاینو فاهوو نوشته بود برام اخییییییییییی نازیییییی


رنگ چشم : مشکیییی

حیوون: هاپووو هه هه هه اممم خرگوش اسب دوس دارمم

حیونیی که ازش میترسم: تمام حشرات موذیییی به علاوه ی موشش اه اه 


خوف حلا توصیف اجیاییی ماهممممممممم


شهرزاد: الهیی من فداشش شمم عشقق مننننننننننننننننننننننننننننن قربونش برم خیلی ماهههه مهربوننن  شیطووننننننننن بلااااااااااااااا

نیکا: عزیزه دلممممم جالیهه گلممممممم

شادی:ووایییییییییییییییییییییییییی نگووووووووووووووو ماههه هوویی خودم عخشممم فداش شم واقعا خوشحالم که اجیاام همسووننن ماهنننننننننننننننننن  مهربوننن

کیتی:دورش بگردم قفونس بلمممم شیطونننن

پریسا:وایی هویی ماهممممم  الهیی فداشش شمممم خیلی ماههههههههههههه مهلبونننن فداسس سمممم

محیاااااا: خانومممم عزیزمممممممم ماهههههههههههه


اشتیاق: جدییی ها ها ها خیلی ماههههه دوسسس دالمممممم عخشممممممممممممممممم

حدیثه : من زیاد نمی شناسمش ولی به قول بچه ها مگه میشه  فن کاهو باشه و عزیز نباشههههههههههههههه

سارا: ساراا جونمممم عخشمممممم بیا بغلمم فدااتت شم ماهه جالیهه گلمممم فداشش شممممم

شادی: وایی الهیی فداششش شممممممممممممممممممممممممممم مهلبوننن  عخششش منننننن

خوف حالا یه داسی کوشولو بلاتون میزالممم ها ها ها


من:بعد از ظهر بود رفتم روی پله های ماسه سنگی و قرمز جلوی خونمون نشستم ارامشی عمیق توی اسمان و دریا و زمین های اطراف موج می زد خونمون رو به دریا بود مرغ های دریایی نقرفام بر فراز اسمان اوج می گرفتند رد پای ابرهای صورتی رنگ و سبک پهنه ی اسمان افق را لکه دار کرده بودند میناهای رنگ پریده در مرغ زاری های پزمرده و مه  گرفته ی کنار بندر این سو و ان سو می رفتند  داشتم فکر می کردم که دستی رو  روی شونم احسام کردم بر گشتم هومن بود  لبخند زدم چطوری

هومن:اینجا چیکار می کنی جا قحت بود اومدی اینجا؟؟

من:وایی اخه نمی دونی چقدر من اینجا رو دوس دارم به ادم ارامش می ده درسته جای خوبی نیست ولی من   این ارامش خیلی دوس دارم

هومن:اخییی واقعا راست می گی . . . بیا  بریم قدم بزنیم

من:باشه بریم بلند شدیم اروم اروم قدم می زدیم روی شن های ساحل . . . هومن

هومن:جانم

من:بیا کفشامونو در بیاریم بدووییم

هومن:وااا زده به سرت خل شدی

من: ااا هوووووووووومنننن افریین 

هومن:از دست تو باشه

من:کفشامونو در اوردیم صبر کن  1  2 3 بدووووووووووووووووووووو هووووووووووووووووووو هر کی زود تر رسید به اون صخره برندس  هورااااااااااااااااا

هومن:ایی بمییرییی چقدر تند می دویی وایساااا قبول نیست تو دوپینگ کردی مامااااننننننننننننننننن

من:حالا پسرا به پای دخترا نمی رسن یا دخترا به پای پسرا هااان کدومش قبول داری همچی توی زور و بازو نیست همین جوری داشتم می دوییدم  پشت سرمو نگاه کردم هومن نبود چشام 4 شد هومنننننننننننننننننننننن  این ور و اون ور و نگاه کردم هوووووومنننننننننننننننننننننننننننننن کجاایییی ای واییی کجا رفتی پسرررر هومننننن وایی داشتم از نگرانی می مردم رفتم همون جایی که بودییم  نگاه کردم نبود ینی کجا رفته هووووممممممننننننننننننننننننننننننن دیگه داشت گریم می گرفت  که یکی از پشت سر گفت پخخخخخخخخخخخخخ سه متر پریدم هوااا جیییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ ماااماااان لوولووووووووووووووووووو  بر گشتم هومن بود داشت می خندیید ای زهر مااااار درد نخند نمی گی من  سکته کنم هااان وای قلبم کجا بودی

هومن:ترسیدی نهههه هه هه هه گفتم یکم شوخی کنیم 

من:نتونستم جلوی خودمو بگیرم زد زیر گریه 

هومن:و اایییی بی جنبه من داشتم شوخی می کردم چرا گریه می کنی گریه نکن دلم می گیره محکم بغلش کردم

من:گریه   امونمو بردیده بود  سرمو گذاشتم روی شونش دیگه نفسم بالا نمی یومد

هومن:یه ذره نگاش کردم چشماش قرمز بود نگاش کردم گریه می کرد با نمک می شد بوسش کردم ببخشید دیگه تکرار نمی شه بیا بریم  خونه

من:دستشو گرفتم رفتیم توی خونه روی مبل دراز کشیدم سرم روی پا هومن بود بهش نگاه کردم هومننن 

هومن:جونم

من:من گشنمه

هومن:خوب چیکار کنم

من: بلند شدم نشستم ینی چی چیکار کنم من گشنمه

هومن:نصفه شبی غذا از کجا بیارم

من:هوومنننننننننننننن    خیلی نامردی مگه اینجا نا کجا اباد که می گی غذا از کجا بیارم پاشو بریم همین رستوران بغلیه کنار دریا باشه

هومن:نگاش کردم نه

من:هوومنننننن

هومن:یه جوری گفت هومن دلم لرزید باشه کشتی منو بریم خودمم گشنم شد بس که گفتی غذا می خواام بچه

من:زد زیر خنده من برم اماده  شم

هومن:نههه نروو

من:واا چرا

هومن:همین لباسات خیلی قشنگ چرا می خوای عوض کنی بیا بریم

من:صبر کن کلا ه و شال   گردنمو وردارم      

هومن:اون قرمزرو  سرت کن

من:چشم رفتم بالا  کلامو سرم کردم شالگردنم انداختم دور گردنم موهامم باز گذاشتم     رفتم پایین

هومن:اومدییییی

من:اره بریم کیلیدارو برداشتی

هومن: کیلیدای خونه؟؟؟ 

 من:اره

هومن:سویچای ماشینم برداشتم اگه باز نبود بریم جای دیگه

من:بزن برییم   هومننننن  خاااان   سوار ماشین شدیم چقدر هواا سرد شده هااا اخیی منو یاد شمال می ندازه همیشه هوای مه گرفتس عاشق  شمالم

هومن:می گم ایشالله قسمت شه بیاییم ایران  

من:ایشالله ظبط  ماشین روشن کردم اهنگ فرشته بود اخیییی من چقدر این اهنگ دوست دارم چهار زانو نشستم روی صندلی کفشامم در اوردم اخییش چقد گرم یه قهوه می چسبه هااا

هومن:بهش نگاه کردم گفتم عین این بچه هاا همش بهونه بگیر کشتی منو قیافشووووو هه هه هه موهاتو شونه نکردی همین جوری اومدی بیرون جورابم که نپوشیدیی ابرمو   بردیییی

من:نگاش کردم  خندییدم حوصله نداشتم دیگه بی خیال شب کسی نمی بینه که باباییی

هومن:دفه اخرت باشه به من می گی بابایی

من:خواستم حرصشو در بیارم بلند بلند گفتم بابا هوومنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن بباااباااااااااااا هوووومنننننننننننننننننننننننننننننننننننننن شیشه رو داادم پایین جییغغغ باباا    هووومننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن  

هومن:زهر ماااار ساکت الان مردم می گن چی خبره شیشه رو دادم بالا قفل کودک زدم که نتونه شیشه رو بیاره پایین

من:زدم زیر خنده . . .   دکمه رو زدم که شیشه رو بیارم پایین اا هوومنن چیکارش کردییی اااااا قفل کودک  زدیی؟؟   خیلی نامری حالا من شدم کودک اره می کشمتتتتت داشت می خنیید خوب من اگه باباتم تو هم بچمی دیگه

من:شال گردنمو در اوردم      پرت کردم افتاد روی دستش بچه پرورو

هومن:می گم نشونه گیریت در حد المپیک نگو چرا

من:هم می خواستم نخندم هم عصبانی شدم یهو قه قه زدم خودشم خندش گرفته بود اییی دلممممممممم  هومننن رد نکنی رستوران 

هومن:نه حواسم هست اهاان همین جاست من:ای وایی هومنن چقدر شولوغ حالا چیکار کنییم

هومن: هیچی  میریم غذا می خوریم دیگه

من:نههه لباسام

هومن:ولش کن بابا بیا بریم

من:ماشین خاموش کرد در و باز کردم رفتیم پایین اه چقدر این کفش تنگ ایییی پاام

هومن:چقدر هولی رستوران که فرار نمی کنه اروم بابا

من:اخخخخخخخخخخخخخخخخ  مچ پااام

هومن:هه هه هه انگار از قحطتی اومده

من:هومننننننن می کشمتتت ساکت

هومن: من رفتم

من:ااا نامرررررد نروو وایسا اومدممممممممممممممممممممم ننرووو بهت می گم اااااااااااااااااااااااااااااااااا هووومننننننننننننننننننننننننننن

هومن:درد چرا کولی بازی در میاری ااا نرفتم که بیا بریم نمی خواد بندای کفشتو ببندی بیا بریم

من:دستشو گرفتم رفتیم  پله ی اخری رستوران ندیدم نزدیک بود با مخ بیام زمین که هومن دستمو گرفت ابرومونو بردی دختر چشماتو وا کن

من:هومن خفت می کنماا ندییدم خوب  

هومن:خیلی خوب بریم در رستورانو باز کردم رفتیم تو یه رستوران ایرانی بود سنتی تخت داشت فرش پهن کرده بودن روی تختاا

من:اخیییی چقدر اینجا خوشگلللل الهیییی هومننن اونو بیینننن یه اکواریم خیلی بزرگ اونجا بود اخیییی چقدر نازهه منم می خوااام

هومن::هااااااان چیی؟؟؟؟چی می خواییی

من:اکواریوم منم اکواریوم می خوااام

هومن:رویا من می گم سرت خورده به جایی داری هزیون می گی نصفه شب اکواریم؟؟؟؟؟؟ خوبیی

من:من اکواریم

هومن:نه گشنگی زده به سرت

من:هومننن تو منو خل فرض کردی دارم جدی می گم

هومن: دستشو کشیدم نه تو واقعا حالت بده بیا بشین  برم سفارش بدم . . .

 من:هومننن چی می خوری

هومن:  چلو کباب

من:اییوللللللللللللللللل زدیی تو خااللل منم می خوام راستی دوغ و سالاد یادت نره

هومن:چشمممممممممم

من:چشمتون بی بالاااااا فدات شم این اخریو ان قد بلند گفتم یهو دیدم همه دارن نگاه می کنن وایییییییییییییییییییییی قرمز شدم     ببخشید همه زدن زیر خنده خودمم خندم گرفت هومن هم خندید رفت که بره سفارش بده . . . من:هومننننن سبزی خوردن هم میارن؟؟؟؟؟؟

هومن: اره

من:ریحون و  تربچه می خوام    


خوففف امیدوالممم خوستوننننن اومده باسهه فدااااتوننن سممممممممممممممممممممممممممممممم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 20:40  توسط رویا  | 

چرا دوستت میدارم...الهام

نام:الهام(الی صدام میکنن)
معروف به:یاتو یا هیچکس
متولد:22/3/74
فرزند دوم خانواده(یه داداش بزرگتر دارم )
رنگ چشم:قهوه ای سوخته
موهامم همرنگ چشمامه!!!
راست دستم
حیوان مورد علاقه:اسب(پونی).سگای پشمالو.
قد:166
شاعر مورد علاقه:فروغ.شاملو.سهراب .سیاوش کسرایی.اخوان ثالث
رشته ی تحصیلی:تجربی
وقتی احساس تنهایی میکنی چیکار میکنی؟ میرم تو اتاقم گوشی میزارم گوشم و اهنگای غمگین کامران وهومنو گوش میدمو احساسمو رو کاغذ مینویسم واسه خودمو واسه عشقم!

کامران:یه فرشته ی زمینی که ارامش و مهربونی تو چهرش موج میزنه احساس مسئولیت میکنه نسبت به هومن!(یه همچین حسی دارم)میشه بهش اعتماد کرد و مثل یه دیوار محکم همیشه پشت داداش کوچولوشه!نمیتونم بیشتر از این بگم چون میدونم واسه توصیف یه فرشته مثل کامران تمام گرافیت های دنیا تموم میشن!!!!
هومن:یه فرشته ی شیطون و مهربون که همیشه و در هر شرایطی لبخند از رو لباش محو نمیشه...! خب نمیتونم عشقمو بیشتر از این توصیف کنم چون چیزای خوبش خیلی زیاده اینم تو چند کلمه مختصر و مفید یه توصیف سرسری از هومن بود!
چه موسیقی دوست داری؟ اهنگای اروم ونسبتا غمگین البته اهنگای شادیم که حرف دلمو بزنه دوست دارم.
بچه های نت:
اشتیاق:یه دختر شیطون وبانمک.خیلی با استعداده تا چند وقت دیگه جناب حافظم باید جلوش لنگ بندازه!!!خیلی ماهه
شادی:عشقم خیلی خانومه خیلی مهربون در هر شرایطی که باشه انرژی مثبت میده و هنرمند+ هووی خوشکل خودم
شهرزاد:این یکی که دیگه نگو انقدر ماهه ابجی بزرگست.خیلی منطقیه چه شبایی که تا صبح بیدار موندیم باهم!دلم واسش یه ذره شده این کنکورم بده و خلااااااااص!
نیکا:واه شیطون خودم نمیدونین روز اول چقدر بنده رو سر کار گذاشت و اونجا بود که به فواید هندسه و استدلال پی بردم!!! هنوز خیلی خوب نمیشناسمش ولی با چیزایی که از بقیه ی خواهرام شنیدم خیلی گله
محیا:محیام یکی دیگه از خواهرامه که خیلی خوب نمیشناسمش ولی تا جایی که فهمیدم خیلی گله.چند وقتیم هست هیچ خبری ازش نیست!!!
سارا:این خانومم که همیشه سرش شلوغه زودی میاد و میره ولی خیلی ماهه!
کیتی:نمیدونم چی بگم خیلی نمیشناسمش ولی همون یه باری که اومد وبم واسم کافی بود که یه نفر دیگه رو به لیست خواهرام اضافه کنم.
ستاره:خواهر گلم.خانومو مهربون
بقیه رو هم نمیشناسم امیدوارم بتونم بهتر بشناسمشون تا در موردشون صحبت کنم.
ارزو:کامران و هومن به همه ی ارزوهاشون برسن. یه روزی بشه که کامران وهومن برگردن ایران و همتونو ببینم . و اخریشم ...
حرف اخر: اگه شما ها رو نداشتم چیکار میکردم؟خیلی دوستتون دارممممممممممممممممم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 13:16  توسط الهام  | 

چرا دوستت میدارم...سارا

 
نام: سارا
نام خانوادگی: خانی
متولد: 75/3/3
فرزند سوم خانواده
دارای یک خواهر و برادر بزرگتر
رنگ چشم: قهوه‌ای سوخته
رنگ مو: قهوه ای سوخته
راست دست هستم
حیوان مورد علاقه: اسب، بلدرچین، کبوتر، شیر
قد: 160
وزن: 40
شاعر مورد علاقه: سهراب و فروغ و فریدون مشیری
خواننده مورد علاقه: کامران وهومن  که همتون میدونین و داریوش
استعداد: یک رمان نوشتم که ایشالا میخوام چاپش کنم و یه رمان دیگه هم در حال نوشته شدنه، دستی توی طراحی لباس دارم، ماکت سازیم توپه!  مدل های نقاشی اختراع می‌کنم! وغیره
کتابهای مورد علاقه: شهر آشوب و غیره
ساز مورد علاقه: گیتار و پیانو
ورزش مورد علاقه: بسکتبال، اسب سواری، بدمینتون و همه ی ورزشا
 سرگرمی ها: بیرون رفتن با رفیق جون جونیم نگار، اس‌ام اس بازی با خواهرم و بقیه، چت کردن، کل کل با دیگرون:D big grin
رنگ مورد علاقه: قرمز، آبی، مشکی، سفید (به قول کامران بستگی داره خوردنیه یا پوشیدنی)
علایق: سفر، دریا، جنگل، شمال، قدم زدن زیر بارون

من اینم!
همین!
هفده روز قبل  از به دنیا اومدم پدر مادرم فوت کرد و هفده روز بعد از تولدم هم شناسنامم تنظیم شد
زندگیم با سه عجین شده
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 11:20  توسط sara  | 

چرا دوستت میدارم...اشتیاق.

نام:اشتیاق

نام خانوادگی:شادی زاده

نام مستعار :شادی

تاریخ تولد:4 آذر 1374

فرزند چندم خانواده:اول

وضعیت در خانواده:تک دختر

برادر یا خواهر:دارای یک برادر

رنگ چشم:قهوه ای

رنگ مو:مشکی مشکی

وضعیت دست:راست دست

وضعیت چهره:تعریف نباشه خوشکلم

حیوان مورد علاقه:عقاب

حیوان که بدم میاد:مار و مارمولک

بهترین دوست:خدا

علایق:نوشتن شعر و داستان،گوش دادن به موسیقی و خواندن کتاب.

کتابهای مورد علاقه:بیشتر رمان و کتابهای تاریخی

رمانهای مورد علاقه:همخونه،نازک ترین حریر نوازش،چشمهایت مال من،تا ته دنیا،غزال،جایی که قلب آنجاست...و...

عشقها:پدر مادر برادر و همچنین کامران و هومن

کامران یا هومن:هر دو ولی کامران عزیز دل ،هومن برادرم

موسیقی :پاپ وگاهی هم کلاسیک

ورزش:والیبال

شعر:نو گاهی هم کلاسیک مثل شعرهای شهریار

شاعران مورد علاقه:تموم شاعران شعرنو

کدوم بیشتر:فروغ سهراب حمید و فریدون

کدوم شعر سهراب:صدای پای آب

فروغ:شعری برای تو و از دوست داشتن

حمید:قصیده آبی خاکستری سیاه

فریدون:کوچه و بهترین بهترین من

چرا اومدی جزو بچه ها نت:چون احتیاج داشتم به کسایی که درکم کنن

توصیف بچه ها:

شهرزاد:آبجی گل خودم

نیکا:هووی دوست داشتنی

شادی:بهترین بهترین من

سارا:ناز و شیطون

پریسا:مهربون مثل پری ها

محیا:زنده و گل

رویا:شیطون و پر جنب و جوش

و خودت:پاییزی شیطون و احساساتی

توصیف کامران:غیر قابل توصیف

توصیف هومن:داداش گل و مهربون خودم

چه چیز از کامران رو دوست داری:صداش و آرامشی که بهت میده

از کامران ناراحت شدی:نه البته چرا گاهی وقتا

از هومن:آره وقتی با بنفشه بود به عنوان خواهرش دوست داشتم خفه اش کنم

چرا:چون بنفشه لیاقت هومن رو نداشت و هومن فقط مال جاریهای منه

پارتی بازیه:زیاد

داستان نوشتن رو دوست داری:زیاد

اگه یه روزی داستانتو چاپ کنی به کی تقدیمش میکنی:به تموم بچه ها کامران و هومنی

شعراتو به کی تقدیم میکنی:به عزیزام

خواهر داری:آره تموم بچه های نت با عضوهای ثابت شهرزاد و شادی

از بچه ها کیا رو دوست داری:تموم شون.

ولی عاشق انرژی مثبت شادی

مهربونی شهرزاد

و درد دل کردن با نیکام

قشنگ ترین شعری که گریه ات انداخت:

ای مهربان تر از من،

                             - بامن

در دست های تو،

آیا کدام رمز بشارت نهفته بود؟

کز من دریغ کردی

تنها تویی،

مثل پرنده های بهاری در آفتاب

مثل زلال قطره باران صبحدم

مثل نسیم سرد سحر

                                     - مثل سحر آب

آواز مهربانی تو بامن،

در کوچه باغ های محبت،

مثل شکوفه های سپید سیب،

ایثار سادگی ست

 

افسوس!

آیا چه کس ترا،

از مهر بان شدن با من،

مأیوس میکند؟

وقتی از نبودن عشقت دلتنگ میشی با خودت چی میگی:

بگذار سایهء من سرگردان

از سایهء تو، دور و جدا باشد

روزی به هم رسیم که گر باشد

کس بین ما،نه غیر خدا باشد

اگه یه روز کامران رو ببینی:نمی دونم چیکار میکنم هر دفعه فکر  میکنم می ترسم

از چی:از اینکه...

از چی:که کسی دوستش داره رو کنارش ببینم

اگه ببینی:تضمینی تو زنده بودنم نیست.

فکر میکنی کامران یه روزی دلتو بشکنه:نمیدونم

حرفی واسش داری:

ای روی تو به تیره شبان آفتاب روز

می خواهمت هنوز

و در آخر:ممنون از تموم بچه ها که همیشه با منن خیلی دوسشون دارم

اگر دوست نبود

زندگی معنایی نمی گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 11:8  توسط شادی  | 

چرا دوستت میدارم...محیا

نام:محیا
نام خانوادگی: آرین
تاریخ تولد:7/3/1369
فرزند :سوم
وضیعتدر خانواده دختر اول
حیوان مورد علاقه:گربه نازم (گوگولیم)
حیوان که بدم میاد:مار وتمام خانوادهشون
بهترین دوست: اول خدا بدم خانواده ام
علایق :طراحی نقاشی خلاصه هرچی مربوط بهش باشه
کتابهای مورد علاقه ام:کتابهای جلال و فروغ
عشق: به قول کامران عاشق خیلی چیزها هستم کلا هر چیزی که دوستش داشته باشم وعالی باشه البته ازنظر من.
کامران وهومن: دو برادر مهربون
موسیقی :پاپ خیلی دوست دارم.
ورزش :بدمینتون.
توصیف بچه ها:
همه آدم های روی زمین مهربونن البته کسای که فن هایkh باشن مثل خودشون هستن.
ولی تا قبلاز آلبوم هم اونا منو خوب میشناسن وهم من.
توصیف کامران:فردی که هم خانوادش وهم دیگران براش خیلیمهم اندوهمین باعث میشه که دوستش داشته باشم.
توصیف هومن:الهی خیلی قشنگ میخنده من عاشق خندهاش واخلاق نازشم واقعا کامران حق داره که هومنو خلی زیاد دوستت داشته باشه.


یه جمله می خوام بگم از یه اندیشمند:
به گونه ای ازعشق وشورخود مراقبت وپاسداری کنید که گویی گرانبها ترین دارای شماست.(باربارا دی آنجلیس)
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 14:57  توسط mahya  | 

چرا دوستت دارم...شهرزاد

نام:شهرزاد

نام خانوادگی:سرفرازراد

تاریخ تولد:16/2/1372

چندمین فرزند:اولین فرزند

چندتاخواهروبرادر داری؟یه داداش دارم به اسم شایان(البته کامرانو نباید فراموش کرد)صباهم هم دوستمه هم خواهرم

رشته تحصیلی:معماری

رنگ چشم:قهوه ای

رنگ مو:خرمایی

قد:174

چندسال عاشقی؟9ساله که هومن اومده توی قلبمو قصدهم نداره بره!

کی کجا وچی شد عاشق شدی؟والله من اولین بار9سال پیش هومنو توی کلیپ بگومنو کم داری دیدموآخ....دلموبرد ولی خب اون موقع من زیادتوی این موضوع ها نبودم حتی اسمشم نمیدونستم!دیگه هم ندیدمش اما دوسش داشتم تا وقتی دوستم عکس البوم بیستونشونم دادو گفت که اسمش هومنه و....عشقمو پیداش کردم...

چرااومدی نت؟چون فضای نت اولین جایی بود که وقتی پیش بچه ها گفتم من عاشق هومنم کسی بهم نخندید....هممون یه درد مشترک داریم.

خوشگلی؟والله میگن خوشگلم ولی هنوز خودم به این نتیجه نرسیدم.ولی خدانعمتای زیادی بهم داده.

وقتی دلت میگیره چی کارمیکنی؟میرم توی اتاقمو درومیبندموچراغ روهم خاموش میکنم...اهنگ خالی رو میزارموزل میزنم به عکسش که نورشمع چهره قشنگشوروشن میکنه....مدام زیرلب مبگم خدایا چرامن....؟

اگه میتونستی وقدرتشوداشتی که چیزی رو توی زندگیت حذف کنی اون چی بود؟سه سالی که هومن با بنفشه بود....باتمام اتفاقایی که افتادبرام.

کتابایی که خوندیودوسشون داشتی؟همه کتابای مودب پوروخوندم قشنگن اما پریچهرو به خاطرهومنش 9بارخوندم!همخونه،الهه شرقی،دالان بهشت،غزال،افسون سبزو...اما بهترینش امانت عشق بود...

وقتای بیکاری چی کارمیکنی؟والله بااین کنکور که چیزی به اسم وقت بی کاری ندارم اما اصولا اهنگ گوش میدم.

حیوون موردعلاقه:اصولا اردیبهشتیاهمه نوع حیوونی رو دوست دارن اما سگ وگربه طوطی رو بیشتردوست دارم.

حیوونی که متنفری:سوسک ومار

موسیقی مورد علاقه:پاپ اونم از نوع ارومش.

کامران:اوه اوه توصیف محشرترین فرشته خدا خیلی سخته....اما ساده ترین حرفی که میشه درموردش زد اینکه آرامشی که توی چشاش وحرفاش هست بهم امیدوارامش میده به اینده... توصیف کامران خیلی خیلی سخته...اگه قرارباشه درموردش بگم باید تمام صفتای خوب دنیارو جلوی اسمش قطارکنم....

هومن:اخ اخ شادی کجایی به فریادم برس من هومنوتوصیف کنم...من؟؟هیچ کس تاحالااندازه هومن ازارواذیتم نکرده وهیچ کسم مثل خودش بهم زندگی نبخشیده...قشنگترین دلیلیه که دارم برای زندگیم....هومن هست که منم هستم .توصیف هومن خلی سخته مثل اینکه بگی کهکشانو توصیف کن.یا زیباترین فرشته ی خدارو توصیف کن....جوفتش غیرممکنه...فقط میکتم بگم که ازماها نیست مال زمین نیست جاش توی بهشت قشنگ خداست...توی سه سالی که گذشت اگه عشق اون نبود منم الان پیش اونایی که تنهام گذاشتن توی بهشت زهراخوابیده بودم.

شاعرموردعلاقه:مریم،فروغ،سهراب.

ورزش موردعلاقه:والیبال

بهترین دوستت:اووووووووه همه بربکس نت تک تکشون اجیای خودمن ولی نزدیک ترینشون صباست که مدت بیشتریه باهمیمو همیشه پیشم بوده.

توصیف دوستای نت:

اشتیاق:اوه اوه شاعرمعاصر...شرشیطون بااون شعرایی که میگه دلم منو برده...جاری گلممممم تامن جواب اس ام اساشو نمیدم کل جهانوخبرمیکنه نکنه من چیزیم شده باشه...قرررررررررربون جاری بااون دلش.

شادی:اصل جنس...عشق خودمممممم....هوووی جیگرم.اولینوتنهاکسی که که ازته دلم گفتم دلم میخوادبه هومن برسه...تاحالا این حرف وبه کسی نزده بودم.

نیکا:ابجی کوچولوی خودمه...اخ جاری گلم....کسی که باهاش که دردودل میکنم سبک میشم... ماه گل جیگر عخش خودم.

محیا:والله هنوزمثل بقیه بچه ها اشنایی نداریم باهم ولی معلومه بچه پایه ایه ...ابجیه جیگریه.

پریسا:اوه نگو نگو دوسش دارم خفن.....ازاون جیگرایی که شیطونی از متناشم معلومه هاااا جیگرخودم

سارا:جیگر ابجی خودم به تازگی هم که خواهرشوهر شده....دوسش دارم خیلی زیاد

رویا:اوه هووی خودم...قراره هومنو باهم توجیه کنیم...خیلی جیگره ونفس خودمه .اخره رفاقت به خدا

حدیث:والله تازه اشناشدم باهاش هنوز دقیق اشناییت ندارم ولی خوب چشم بسته معلومه جیگره(چون اصولا بربکس کامی هومی جیگرن)

حرف اخر:اگه توی این مدت کسی بهم اس میده من یاجوابشو نمیدم یادیر جواب میدم(نمونش اشتیاق)به خداشرمنده ام.این درساامونموبریده.ایشالله جبران کنم.همتونو دوست دارم اون قدرکه خودتونم باورتون نمیشه....پای عشقاتون وایسین تاپای جون.بوس بوس

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 10:34  توسط شهرزاد  | 

چرا دوستت میداریم...نیکا و شادی

شادی.......نام:شادی  متولدبهمن هستم

نیکا........نام:نیکا   ......متولد دی هستم

وضعیت درخانواده؟ نیکا:اولین دختر

وضعیت درخانواده؟ شادی:دومین فرزند

نیکا..رنگ چشم؟؟ نیکا..فکرکنم قهوه ایه..اماخوب برااطمینان شادی توبگو؟

شادی:...قهوه ایه  خیلی خیلی تیره

. برادر یاخواهر؟ شادی:.......یه برادربزرگتریه خواهرکوچیکتر

برادریاخواهر؟نیکا:منم یه خواهر فسقلیه کوچیک دارم

وضعیت چهره؟نیکا:عجب سوال سختی..شادی تو بگو

شادی:خفن خوشگله جاری خانومه ما...

وضعیت چهره؟شادی؟؟ااا من نمی دونم...

نیکا:دیوونه تو که خیلی خوشگل تری>>>>>>>>>>

حیوون مورد علاقه؟نیکا:خوب فک کنم سگ

حیوونه مورد علاقه؟شادی؟سگ،جوجه..میمون شتر..

شادی:میدونستی بعضی شبا هومن باعروسک میمونش میخوابه؟

نیکا:اخی خوب اونم پاکه مث بچه ها

حیوونی که ازش خوشت نمیاد؟شادی :اوه اوه موش..و سوسک

حیوونی ازش خوشت نمیاد؟ازموش متنفرم

علایق؟نیکا:خوب یکی رانندگی رو خیلی دوست دارم..گاهی ویولن زدن وقتی تنهام...گاهی هم نگاه کردن به ماه باعشقم باکامرانم..تو چی؟

من..خوندن داستان های عاشقونه...به اهنگ گوش کردن....طراحی کردنو خیلی دوست دارم..بعضی وقتا هم که کسی خونه نباشه تاصداش کسیو ازار نده... گیتارواسه خودم میزنم..و اینکه ..فک کنم..کل بچه های نتم بدونن..من عاشق ماهم..عاشق شبایمم.که ما تو اتاقم سرک میکشه...  دوسش دارم...چون...وقتی فک میکنم..این همون ماهیه که هومنه من چند ساعت پیش به اون نگاه کرده... بهم احساس خوبی دست میده...احساس میکنم اونم مث من تنهاو غریبه...وتمومه حرفاموبهش میزنم

عشق؟....نیکا:.عشق به نظرت چیه ؟شادی به نظرت عشقم چیه؟

شادی:چرامیدونم کامرانه دیگه بابا

نیکا:کامرانه..فقط اونه که میتونه دنیای منو تشکیل بده..اونه که منو دیوونه کرده...همون چشاش همون نگاش....وعشق تو:

عشق من عشق من  هومنه ...عشقی که خدا بعدازتولدم..یعنی به غیر پدرو مادر خانواده بهم داد عشق اسمونی...عشقی که تااخرین لحظه حفظش میکنم...همون  عشق وهومنی که باخنده هاش احساس میکنم..دنیارو بهم میدن..همون هومنی که .... تو چشاش زندگیو عشق میبینم..همون که هرلحظه کنارم حسش میکنم....همون که  وقتی فقط یه لحظه بهش فک میکنم..قلبم تند میزنه..همون..هومن، شده تموم زندگی من!!!همونی  که وقتی اون اتفاق افتاده بود.... بهم دلداری داد... نزاشت بشکنم...یاد ته؟

نیکااره یادمه...خیلی ام خوب بلد بود که چطوری ... جلوی ناراحتیتو بگیره من که نتونستم...

موسیقی چی دوست داری؟؟شادی:من پاپ و هرچیز ارومه دیگه ای که حرفه دلمو بزنه....ووقتایی که بی قرارم ارومم کنه.....تو چی؟

نیکا:منم پاپ اماکلاسیکم بدم نمیاد عاشقونست..خیلی دوست دارم

چه ورزشی دوست داری؟نیکا:ورزشم والیبالو بدمیمتون

چه ورزشی دوست داری؟شادی:والیبالو بسکتبال

خوب... حالا عشقتو توصیف کن...؟شادی:هومنو توصیف کنم؟هومن میبینی بهم میگن بگم که چه ماهی هستی؟؟!نه شهرزادم میدونه..که اگه بخوام هومنو توصیف کنم  شاید بیشترازیه دفتر 100 برگ باشه... ..امادوتا ازاون هزارتارو که اون بالا بالاهاست میگم... هومن  خیلی صادقو راستگوئه...وهچ وقت دل نمیشکنه...خیلی مهربونه..خیلی...کامرانم..مث برادرم دوسش دارم..این قدر که شاید بگم..داداشه خودم حسودیش میشه...

عشقتو توصیف کن؟نیکا:نمی تونم کامرانو توصیف کنم..چون تاحالاکسی نتونسته یه چیزخوب واسه توصیقش بگه..امابه قول خودت اگه بخوای خوبیاشو بگی شاید بیشتزاز100 صفحه باشه..خیلی بهم ارامش میده...امااینقدرمهربونه شادی..این قدر مهربونه....

توصیف دوستای مجازی..نیکا:اشتیاق.....شرو شیطون و هووی گرامیه من..

شهرزاد....کسی که همیشه پیشمه..هروقت تنها بودم...به دردلام گوش داده... همیشه امادست واسه گوش دادن به حرف دلم.

شادی....بگم؟خواهرم..کسی که بهترازخودم میشناسمش..کسی که خیلی دوسش دارم...یعنی فقط توئی که درکم میکنی...میفهمی چی میگم...میفهمیم همو..اگه یه روزم صداتو نشنوم واویلا میشه

رویا...من که زیاد باهاش اشنانشدم..اماخوب مگه میشه طرفداره کامران هومن باشه وعزیزنباشه

کیتی...هوو واجیه خوشمله من.بااون دل مهربونش

سارا....زبلو خیلی خیلی شیطون..وخیلی مهربونه.

پریسا.....اوه خوب ..دخترپرشورو حرارت وکامران دزد

محیا.....محیاجون که من کم میشناسم.اماخوب اجیه خودمه دیگه چیکارش میشه کرد..

توصیف دوستای مجازی..شادی:اشتیاق...خانومه شیطون..خواهرنازه خودم... وشاعر نسل جدید

.شهرزاد...عشق من...هوویی..اما مث هوو هانیستیم...بیشترمث 2تاخواهر..وای شباباهم دردل میکردیم....که خیلی ام دوسش دارم..خودشم میدونه....خیلی دوسش دارم....به قوله شهرزادم..که میگفت کاش بودی..تابغل هم برای عشقمون گریه میکردیم..منم گفتم اره شهرزادم..کاش پیشه هم بودیم...کاشش..کاش باهم برای هومن روزه میگرفتیم ...سرافطار براش دعامیکردیم...کاش..اما بازم خدارو شکر دارمت عزیزم!!!!!

الهام:والهامم ...خانومههههههه خودممممممممممم....الهام جونم..بزار تاهمین حد بگم  این قدر باهم صمیمی شدیم..که یه روز ازخودمون پرسیدیم چی شد که این طوری باهم راحت و صمیمی شدیم؟؟؟جوابی نداشتیم..شاید هومن....نمیدونم شایدم خداخواسته......درسته هووییم..اما مثه شهرزاد هیچ وقت احساس نکردم هوومه...حرصم نگرفته که وای اینم هومنو دوست داره...خیلی دوسش دارم تو این مدت خیلی بهش علاقه پیدا کردم.بد جوری وابستش شدم....هرروزم ازحالش خبردارم.....عشقمه دیگه....بلاخره..یه روز صداشو نشنوم دیوونه میشم!!!الهام جونم...اجیه نازم خیلی دوستت دارم.

نیکا....اه.....چی بگم...همدم...نفس....تنها کسیه که وقتایی تنهایی همیشه باهام بوده..وبهترازخودش میشناسمش..میدونم که حالش خوبه کی بده و..... وواقعا اگه یه روز باهم حرف نزنیم کلافم

رویا......ای جانم..رویا که عاشقشم.....هویه دوم ماست... خیلی وقته هم میشناسمش..اما زیاد اشنانبودیم...پرانرزی..دوسش دارم خیلی

کیتی.....وای نگو خیلی دوسش دارمم.حدنداره...ازاون قدیمااهل نته ..دورادورمیشناختمش..ولی حالادیگه اجیه خودمه..دوستت دارم کیتی جونم

سارا.....شیطون...پرانرزی..ومهربون...

محیا.....محیا جانم که زیاد نمیشناسمش...به قول نیکا...مگه میشه طرفدارای کامران هومنه عزیزو دوست نداشت...؟؟؟خیلی دوستت دارم عزیزم..داستانتم خیلی نازه

پریسا.....خیلی باپریساجون..اشنانیستم...اما امیدوارم دوستای خوبی توی نت باهم باشیم.....وامیدوارم همیشه باهم باشیم تاکسایی مث عسل..نتونه بین ما نفوذ کنه...ماباید جلوی اینا وایسیم...تا بتونیم...طرف داره کامران هومن بمونیم..

کتاب های مورد علاقه؟نیکا:همخونه..همیشه عاشقم باش

کتاب های مورد علاقه؟شادی:کتاب های مریم حیدرزاده رو دوست دارم..همشونم دارم..شعرای سهرابو  خیلی میخونم...و بهترین رمان...افسون عشق

ساز:نیکا:عاشق ویولن..بعدم..اون پیانو گیتارکامران هومن..که دیگه نگو

ساز:شادی:گیتار..پیانو..ویولن

بهترین اهنگ کامران وهومن....شادی:عاشق همشونم.هرانسانی صدای عشقششو دوست داره...امابیشترازاهنگ های اروم خوشم میادمث خالی..بگو منو کم داری..نرو  ..این جمله ی منه دوست دارم خیلی زیاد

بهترین اهنگ کامران وهومن....نیکا:خالی ...نرو ..بگو منو کم داری..فدای سرت..

چه جوری عاشق شدی؟نیکا:اوه..... توی کنسرت..تو که میدونی.من.به زور رفتم..ولی همون معجزه ی نگاهش ..خندش منو دیوونه کرد..همون لحظه که چشاشو دیدم..17 مرداد 87 ..عاشقتم یه کلمست.. ولی معنی خیلی بزرگی داره...تو چجورعاشق شدی؟

شادی:نمی دونی؟

نیکا:نه من میدونم بگو بچه ها بدونن..

شادی:اا..30 خرداد تولد یکی ازبهترین دوستام......و...الان چند سالی ازاون سال میگذره..و بعضی وقتا فک میکنم...تولد دوستم تولد منم بوده...چون من تازه اون روز متولد شدم... وتازه واسه خودم یه هدف پیداکردم

باکدوم اهنگشون گریه میکنی؟نیکا:شادی تو که میدونی...وای نگو اون شب یادته... داشتیم خالیو گوش میکردیم..منوتو و شکوه.....

باکدوم اهنگشون گریه میکنی؟شادی:وقتی تو زندگیتووو حضور عشقتو کم داری.. پس بدونه چون چرا باشنیدنه صداش میزنی گریه....باخالیو بگو منو کم داری..بیشتر

نقطه ضعف...نیکا:نقطه ضعف دارم؟اره اره دارم..فک میکنم که زود عصبانی میشم..

نقطه ضعف....شادی:نمی دونم...اما فک کنم بشه به این گفت نقطه ضعف..این که وقتی عصبانی میشم میریزم تو خودم... و بغض میکنم... و میگن این کاره بدیه....بلاخره نفهمیدم گریه کنم یانه...قبلنا که گریه میکردم میگفتن نازنازیه

نیکا:شادی یه چیز بگم؟

شادی:بگو؟

نیکا:به قول هومن تایه چیزیو بگی جون ادمو بالا میاری...

کدوم شهرو واسه زندگی دوست داری؟نیکا:اوه..لس انجلس... برم بشم همسایه ی کامران وهومن..فک کن شادی...

کدوم شهرو واسه زندگی دوست داری؟شادی:اممممم..فرقی نمیکنه..هرجای دنیا فقط دیگه احساس تنهایی نباشه.. وبااون باشی... و یه دوست خوب...

بهترین دوست...نیکا:شادی..میدونی چرا چون درکم میکنه..خیلی خوب... وخیلی ام بهم نزدیکی..همه ی بچه های نتم دوست دارم..

بهترین دوست...شادی:همه ی بچه های نت.. اجیاو دوستای خودمن..اما بانیکا خیلی وقته...هستیم.. درکش میکنم .. درکم میکنه... برام خیلی عزیزه..و جالب اینکه بااینکه تفاوت سنی داریم و بزرگترم.اما هیچ وقت حسش نکردم!!!

توصیف خودت...شادی:من بلد نیستم......سوالای خطرناک...

نیکا:من بگم؟یه خواهر خیلی خوب..مهربون..بعد ازکامیم.عزیز ترینم..هومنم که داداشمه جای خودشو داره...عزیزه

توصیف خودت...نیکا:شادی تو بگو؟

شادی:تنها همدم که خیلی بهم نزدیکه...خیلی... دوسش دارم

ارزو...شادی:2تاارزو بیشترندارم... اولی که..

دومی.. اینکه...امیدوارم همه.. و مخصوصا عاشقای واقعی.. به اون ارزو های بزرگ و بزرگشون برسن...چون میدونم انتظار براورده شدن ارزو ها خیلی سخته..خیلی سخت

ارزو...نیکا:اولیو که.... دومیم...به قول کامران هرچی هرارزویی داره بهش برسه

اخرین حرف.. خیلی دوستون داریم...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 15:32  توسط شادی  | 

چرا دوستت میدارم...حدیثه

نام:حدیثه
نام حانوادگی:میرزاعبدالله
نام مستعار:حدیث
تاریخ تولد:۳ مهر ۱۳۷۴
فرزند چندم خانواده:اول
وضعیت در خانواده:تک دختر یا بهتره بگم تک فرزند
رنگ چشم:قهوه ای 
رنگ مو:قهوه‌ای تیره
وضعیت دست:راست دست
!!وضعیت چهره:از فرنوش باید بپرسی
حیوان مورد علاقه:اسب،میمون،سگ
!حیوان که بدم میاد:سوسک و مارمولک و انواع حشرات
(بهترین دوست:خدا،خانوادم،فری(فرنوش
علایق: گوش دادن به موسیقی و خواندن کتاب و دیدن فیلم
کتابهای مورد علاقه:رمان و کتابهای زبانم
رمانهای مورد علاقه:همخونه،نازک ترین حریر نوازش،چشمهایت مال من،تا ته دنیا،غزال،تقدیر این بود که.....،با بهار،پرنده بهشتی  تمنای تو، آتش دل و........
عشقها:پدر، مادر، فرنوش و کامران و هومن
!کامران یا هومن:هر دو.آدم بین داداشاش یکی و انتخاب نمی‌کنه
موسیقی :پاپ و گاهی هم کلاسیک
ورزش:شنا،بسکتبال،اسب سواری
(شعر:سپید(مثل شعر های یکی از دوستام،فرناز
شاعران مورد علاقه:فریدون،مریم،سهراب
کدوم شعر سهراب:صدای پای آب و من اهل کاشانم
کدوم شعر فریدون:کوچه،نمی‌خواهم بمیرم،معبد هستی
!کدوم شعر مریم:اونایی که تو وبمون هست
!چرا اومدی جزو بچه ها نت:چون احتیاج داشتم به کسایی که مثل خودم باشن
توصیف بچه ها:
شهرزاد:خودم زیاد نمی‌شناسمش ولی فرنوش از داسی هاش زیاد برام گفته.
!!!!!نیکا:آجی گلمه!!خیلی باحاله!!پایه ست
!!!!شادی:مثل آجی شهرزاد زیاد نمی‌شناسمش!!!ولی شنیدم داستاناش مثل توهم های منه
!!!سارا:نمی‌شناسم!!ولی آشنا میشیم
!!پریسا:بازم نمی‌شناسم!!بازم آشنا میشم
!محیا:چقدر آدم جدید
رویا:نمی شناسم!!
اشتیاق:به تازگی باهاش آشنا شدم!!!آجی گل و دوست داشتنی
توصیف کامران:غیر قابل توصیف
توصیف هومن:غیر قابل توصیف
چه چیز از کامران رو دوست داری:همه چی!!!آرامش و صداقت تو کلامش
 از کامران ناراحت شدی:نه 
از هومن:آره وقتی با بنفشه بود به عنوان خواهرش دوست داشتم خفه اش کنم
چرا:چون بنفشه لیاقت هومن رو نداشت 
!!داستان نوشتن رو دوست داری:زیاد وارد نیستم به جاش عاشق توهم زدنم
خواهر داری:آره تموم بچه های نت 
از بچه ها کیا رو دوست داری:تموم شون حتی اونایی رو که قراره آشنا شم رو هم تعریفشونو شنیدم و دوسشون دارم!!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 15:36  توسط شادی  |